تبليغاتX
مثبت
این اندیشه ی برتر شماست که شما را به این جا کشانده است

یادت باشد :دیگران را آزاد بگذار"آزاد در پذیرفتن تو"آزاد در روی گردانیدن از تو!!!!

...........

یادت باشد :گاهی عزیزانت را بگونه ای غیرمنتظره ببوس

 

... 

فراموش نکن عزیز جهان بازتابی ازخودمان است

...

زندگی چیست؟؟؟ زندگی یک بوم نقاشی است که در آن از

پاک کن هیچ خبری نیست!!!!

 

 

............

سلام به همه ی دوستالن عزیز ببخشید این همه در اومدم

دلم براتون تنگیده بود

با نظراتتون خوشحالم کنیدا

عزیزانمهرنوش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 18:2  توسط مهرنوش | 

عیدهمه مبارک

مهرنوش

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 22:50  توسط مهرنوش | 

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا سرگرم عشق و مستی ام

مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان میرسد

پس چرا عاشق نباشم

تنم از حادثه خسته   دلم از غصه شکسته   یه مسافر غریبم   راهی یه راه دورم   

ناجی شکسته بالم    که تویی تنها نشستی    ای که واسه خاطر من دل مردم و شکستی

پر بغض و گریه بودم     تو رسیدی تا  بخندم     واسه پیدا کردن تو دل به جاده ها می بندم

راهی یه کوله راهم    کوله باره عشق و بسنم    دیگه از خودم بریدم   دیگه از آینه خستم  

تویی کعبه ی وجودم    دوره چشمه ی تو گشتم     نکن از دلم گلایه باید از تو می گزشتم

می خوام این عشق قشنگ و از نگاهت پس بگیرم    نمی خوام مثل پرنده توی این قفس بمیرم

ای نگاه آبی نو   کاشکی تو مهربون نبودی     می یون این همه آدم تو یه همزبون نبودی

 

سلام من بعد مدتی اومدم امیدوارم حال تک تکتون خوب باشه زیر سایه حق

و با نظراتتون خوشحالم کنید

                                                                      ((مهرنوش))

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 10:54  توسط مهرنوش | 

ايمان داشته باش كه كوچكترين محبت ها

ازضعيف ترين حافظه ها پاك نمي شود

دلم از همه زده شده

خیلی تنها شدم ..خیلی

دیگه هیچ امیدی ندارم...

خدا فقط دلم به شما خوشه بوده و هست...

دیگه نمی تونم...

دیگه نمی تونم دووم بیارم

از همه بندهات شاکیم/ای کاش هیچ وقت نبودم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 16:12  توسط مهرنوش | 
 

همیشه ماندن دلیل بر عاشق بودن نیست ،

 خیلی ها میروند تا ثابت کنند که تا ابد عاشق اند

 

 

 دوست داشتن مثل بازی الاکلنگ می مونه اونی که عاشقتره همیشه

خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت ببره ...

...........

سلام به همه ی عزیزان بچه ها برام

دعا کنید!!؟؟؟؟

 

برو زير بارون دست تو باز کن .به تعداد قطرههاي باروني که گرفتي

دوستم داري و به تعداد

قطرههايي که نگرفتي دوست دارم

خدایا به خودت سپردم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:42  توسط مهرنوش | 

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست بلکه نداشتن کسی

است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از

او رسم محبت بیاموزی

 

 

ایشا الله که به حق علی همه ی اونایی که عشق پاک دارن

به مرادشون برسن...

...

الهی آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 16:34  توسط مهرنوش | 

تا زماني كه چشماني وفا دار برايمان اشك ميريزد

زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد

 

................................

خدا گفت: زمين سردش است چه کسي مي تواند زمين را گرم کند ؟
ليلي گفت: من خدا شعله اي به او داد ، ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت ،                                          سينه اش آتش گرفت ، خدا لبخند زد ، ليلي هم . ..
خدا گفت: شعله را خرج کن ، زمينم را به آتش بکش ،                                                                      ليلي خودش را به آتش کشيد ، خدا سوختنش را تماشا مي کرد ، ليلي گر، مي گرفت ، خدا حظ مي کرد
.
ليلي مي ترسيد ، مي ترسيد آتش اش تمام شود ، ليلي چيزي از خدا خواست ، خدا اجابت کرد
.
مجنون رسيد ، مجنون هيزم آتش ليلي شد ، آتش زبانه کشيد ، آتش ماند زمين خدا گرم شد
.
خدا گفت: اگر ليلي نبود زمين من هميشه سردش بود

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 6:45  توسط مهرنوش | 

یه روزی                                             

یه جایی                                

یه جوری                  

یه کسی      

         یه چیزی

صبر داشته باش

صبر داشته باش

                                             

                                               

        مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

        که از وجود تو مویی بر عالم نفروشم

 

 دوست داشتن هنر نیست خواستن فرد هنر است

                                            

                                              ................

 

سلام بچه ها "  من موندم

پرسپولیس سرور استقلاله یا استقلال سرور پرسپولیسه!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

نظر شما چیه؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 14:25  توسط مهرنوش | 

هزاران بار قسم خوردم

که نام تو را بر زبان نیاورم

اما چه کنم که همان قسم به نام توست

گالری عکس عاشقانه گیشا ایرا

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده نگات می کنه"بدون عاشقته

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر می گرده با عجله میاد به سمتت" بدون براش عزیزی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر می گرده نگات می کنه " بدون براش قشنگی

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنه بر می گرده با سکوت نگات می کنه بدون دوست داره

و اونم به خاطر تو از درون داره خورد می شه

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی ترکت می کنه " بدون عاشقته

شاید یه کسی شب ها برای اینکه خواب تو رو ببینه به خدا التماس می کنه

شاید یه کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه و تپش قلبش مرتب بیشتر می شه

مطمئن باش یه کسی شب ها به خاطر تو توی دریای اشک می خوابه"ولی تو اون رو نمی بینی          

                                                      

                                                    ...............................

 

من باور دارم که دو انسان از قلبشان بهم متصلند

و مهم نیست چه کار می کنید"که هستید و کجا زندگی می کنید

اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند

هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت

 

www.gisha.co.cc (24).jpg

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:38  توسط مهرنوش | 

افسوس... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و

بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم  

 

The image “http://sardtarazsard.persiangig.ir/image/p271.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

من او را رها کردم

تا او خود را در یابد

و چقدر سخت است

عزیزترینت را رها کنی

اما من آنقدر او را دوست داشتم

که او را رها می خواهم برای همیشه

رها از تمامی بندها و زنجیرها

هر چند که او هیچ وقت در بند من گرفتار نبود

چرا که من خود اینگونه خواستم

و هیچگاه به خاطر همیشه بودن با او

برای او بندی نساختم

اما او در بند خود گرفتار بود

ای کاش از خود رها شود

همانگونه که من با او از خود رها شدم!!

                                                خیلی دلم برات تنگ شده عزیز مهرنوش

......................................

به یاد آن روزها سکوتی می کنم بالاتر از فریاد

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 12:52  توسط مهرنوش | 

بلخره اومدی "بعد مدتها

دلشکسته و پشیمون

خیلی خوشحال شدم"مثل قبلا آ هنوزم برام عزیز بودی...

گفتی:متاسفم

می فهمم

همین که بر گشتی برام کافیه

چند تا شاخه گل و بهم هدیه دادی

چشمات سرخ شده بود

از سرخی چشمات فهمیدم هنوزم برات مهمم

و ناله کنون اشکات می ریخت روی سنگ قبرم...

ولی با تمام وجود حسشون می کردم.

...

عزیز دلم ایقدر غصه نخور هر دومون اشتباه کردیم

نباید بدون اینکه بگیم"چرا؟؟....

و همدیگه رو توجیه کنیم...

همدیگه رو تنها گذاشتیم"خودت که منو می شناسی از همون اول کم طاقت بودم

نشد دیگه!مگه می تونستم دوری تو تحمل کنم؟؟به خدا نمی شد...

 

اون غرور لعنتی..................مهرنوش

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:12  توسط مهرنوش | 

برای بر قراری ارتباط اول باید نحوه ی برقراری ارتباط و تیپ ادراکی آنها را تشخیص داد

افراد به سه دسته تقسیم می شوند:

1)افراد بصری ((بینایی))

2)افراد سمعی ((شنوایی))

3)افراد لمسی ((لمسی))

 

۱)افراد بصری:

این دسته از افراد چشم ها را به عنوان کانال اولیه دریافت پیام به کار می برند.

و جهان را بر اساس تصاویر درک می کنند.این افراد سریع حرف می زنند"

گویی برای به پایان رساندن مطلبشان همیشه وقت کم دارند.

از حرکات سریع دست و گردن استفاده فراوانی می کنند.

برای تفریح دوست دارند به جاهای زیبا بروند.و در خلال صحبتهایشان مرتبا از کلمات

(چه زیبا) (چه قشنگ) (چه زشت) استفاده می کنند.

...این افراد باید محبت را ببینند نه ان که بشنوند.معمولا زیاد با تلفن کاری ندارند.

اگر می خواهید ثابت ککنید که دوستشان دارید"برایشان کادو بخرید یا آنها را روی کاغذ بنویسید.

از تند صحبت کردن او ناراحت نشوید.سرعت کلام خود را افزایش دهید و با دست و گردن صحبت کنید.

اگر از شما پرسید:اوضاع و احوال کاری چگونه است؟بگویید:امروزمان روشن است.آیندیمان درخشان.

به آنها زیاد نگاه کنید تند حرف بزنید و راه بروید.این افراد سریع عاشق می شوند. کینه به راه نمی دهند.

این افراد را می توانید از فورا حرف زدن سریع و طرز نگاه و اشاره بشناسید.

2)افراد سمعی:

این افراد شنوایی بر آنها حاکم است.و شمرده و موزون حرف می زنند.

نسبت به کلماتی که ادا می کنند وسواس دارند.و با سرعت متوسطی حرف می زنند با لحن خاص و

موزون و ریتم دار. و مرتبا از کلماتی استفاده می کنند:( گوش کن) (چه صدای گوش خراشی)

 (چقدر شلوغه) (چه ساکت) (چه لحنی).مکالمات تلفنی طولانی دارند. اگر از دست کسی ناراحت

شوند با او صحبت نمی کنند

و اگر شخصی را دوست داشته باشند با او بیشتر حرف می زنند.این افراد به موسقی و آواز و کلام اهمیت

خواصی می دهند.

معمولا از افراد خوش صدا و خوش برخورد خوششان می آید.برای نفوذ دراین افراد مواظب حرف زدنتان

باشید و لحن و طنین خاصی را به کار ببرید.زیبا صحبت کینید سعی کنید زیاد به او تلفن بزنید.

نکته مهم: مرتبا تاییدش کنید. وبرای کلمات زیبا و دلنشین اهمیت خاصی قائل می شوند.

3)افراد لمسی:

این افراد معمولا افراد درون گرا و منطقی و متینی هستند.

غالبا آهسته و با طمانینه صحبت می کنند.برای این که به این افراد ثابت کنید که دوستشان دارید

یا با آنها احساس همدردی می کنید باید آنها را لمس کنید.مثلا دستشا را بگیرید.

یکی از رموز نفوذ در دل افراد آن است که به سبک خودشان حرف بزنید

و روی طول موج آنها قرار بگیرید.

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 11:57  توسط مهرنوش | 

 

خداوندا

همه چیز در دست تو راضی ام بر آنچه رضا و خواصته ی توست.

اگر قسمت است ما را دوباره بر سر راه هم قرار بده.

و اگر نیست عشقمان را از دلهایمان بیرون ران

آمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:29  توسط مهرنوش | 

کنم هر شب دعایی

کز دلم بیرون رود مهرش

ولی آهسته می گویم:

الهی بی اثر باشد

.........................

 

چند ریال؟چند دلار؟

بگو چه قدر بیشتر؟

بگو او"چه قدر بیشتر

از من ارزش داشت؟!!!

                                  میلاد تهرانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 21:40  توسط مهرنوش | 

همان گونه که بچه ها با چشم های گریان"اسباب بازی های شکسته ی

خود را برای تعمیر و بازسازی نزد ما می آورند

من نیز رویاهای شکسته ام را پیش خدا بردم

چرا که او دست من بود.

اما"به جای اینکه او را با صلح و آرامش تنها گذارم

تا کارش را انجام دهد"

در اطراف او پرسه زدم و کوشیدم با راه و روش خودم او را کمک کنم.

سرانجام کوشیدم آنها را پس بگیرم و گریان گفتم:

((چگونه می توانی تا این حد آهسته پیش بروی؟؟))

او گفت:((فرزندم"چه کار می توانم بکنم"تو هرگز اجازه نمی دهی که

کارها در مسیر خیرو صلاح تو پیش برود))

                                                  لورتا برنز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 16:8  توسط مهرنوش |